بیماری قلبی نخستین عامل مرگ و میر

بیماری قلبی نخستین عامل مرگ و میر

بیماری قلبی نخستین عامل مرگ و میر در آمریکا است. طی جنگ جهانی دوم،تقریبا ۳۳۰ هزار نفر در میدان جنگ کشته شدند؛اما در همین زمان بیماری قلبی ۲ میلیون نفر را کشت که نصف آنها به دلیل نگرانی و هیجانات زندگی دچار بیماری قلبی شدند.
در گذشته برای شکنجه دست و پای زندانی را بسته و زیرکیسه ای آب قرار می دادند تا آب قطره قطره روی سرشان بریزد. به تدریج این قطرات همچون پتکی در مغزشان به صدا در می آمد و زندانی را دیوانه می کرد.

نگرانی همچون قطرات آب عمل می کند؛ و به تدریج فرد نگران را به جنون و خود کشی می کشاند. نگرانی در بدن بسیار دردناک تر از آتش جهنم انسان را می سوزاند. آیا عاشق زندگی و به دنبال طول عمر و سلامتی هستید؟!

اکثر ما از آنچه فکر می کنیم قوی تر هستیم. اگر شخصی برای آرزوهایش شروع کند و تلاش کند و زندگی خود را با آرزو مطابق کند در لحظات معمولی به موفقیت های غیر منتظره دست می یابد.

انسان دارای اراده درونی پرتوانی است به داستان زیر توجه کنید:

در ۹ سال پیش محکوم به مرگ تدریجی و عذاب آوری به نام سرطان شدم؛ بهترین پزشکان کشور این حکم را تایید کردند. جوان بودم و دلم نمی خواست بمیرم؛ به پزشک معالجم زنگ زدم و با ناراحتی با او حرف زدم ولی او با خونسردی گفت:(( استقامت داشته باش، با مشکلت مقابله کن،نگرانی را دور کن و به فکر چاره باش.))
با خود قسم خوردم که دیگر نگران نشوم گریه نکنم و اگر مسئله برد و باخت باشد من پیروز خواهم بود و زنده می مانم. بیماران سرطانی به مدت ۳۰ روز و تنها ۱۰ دقیقه در روز پرتو درمانی می شود اما من ۵۰ روز به مدت ۱۵ دقیقه تحت درمان بودم؛ بدنم تقریبا از کار افتاده بود ولی نگران نشدم و فقط خندیدم و در نهایت شاهد معجزه درمان سرطانم شدم،هیچگاه آنقدر احساس خوشبختی و سلامتی نکردم.

نباید اجازه دهیم که نگرانی ما را از رسیدن به آرزو ها و هدف هایمان دور کند. اگر شرایط سخت تر و بدتر شد ما بیشتر تلاش میکنیم تا موفق شویم.

مطالب پیشنهادی

من فقط اشتباهی ۶میلیارد یورو را جابجا کردم! من اشتباهی بودم!

من فقط اشتباهی ۶میلیارد یورو را جابجا کردم! من اشتباهی بودم! ابتدا سه اپیزود تاریخی را با هم مرور کنیم:…

معامله گری که نتواند بر نگرانی اش غلبه کند جوان مرگ خواهد شد

بیماری نگرانی از هر ۱۰ نفر ۱ نفر را از پای در می آورد. پزشکان می گویند ۷۰ درصد بیمارانی…

دشت بی فرهنگی ما!!

دشت بی فرهنگی ما!! وقتی کتاب جامعه شناسی خودمانی را می خوانید به این جمع بندی می رسید که ما…

نظرات کاربران
افزودن نظر

question