ترس از بی پولی و طمع پول

ترس از بی پولی و طمع بدست آوردن پول/هردو سمی برای ثروتمند شدن

ترس و طمع بلایی برای کسب و کار و زندگی ما.

زندگی بهترین معلم دنیاست و شیوه اش با مدرسه فرق میکند.حرفی نمیزند بلکه عمل میکند و ما را تکان می دهد تا چیزی یادمان دهد.

زندگی همه ما را تکان میدهد؛برخی تسلیم می شوند٬برخی مبارزه میکنند و برخی درس ها را یاد میگیرند.اگر این درس ها را یاد بگیریم عاقل٬نیرومند و خوشبخت خواهیم شد.اما اگر یاد نگیریم تا آخر عمر محیط را عامل بدبختی خود می دانیم و با یک حقوق پایین ادامه میدهیم.

کل زندگی را محتاطانه عمل میکنیم و منتظریم  تا اتفاقی بیافتد که وضع مالی ما را عوض کند در حالی که هیچ وقت رخ نخواهد داد.

می خواهید پیروز شوید اما قدرت ریسک ندارید از باختن می ترسید که حس قوی تری از شوق پیروز است.

ترس و طمع

افراد به دنبال آموزش های مالی نیستند برای همین اکثرا بهترین سال های عمرشان را صرف کار کردن برای پول میکنند بدون آنکه چیزی از پول درآوردن بلد باشند و همین نا آگاهی موجوب بدهی و شکست مالی می شود.

اغلب محیط را عامل شکست های خود میدانیم.اما بهتر است نگرش خود را تغییر دهیم. چون مشکل خود ما هستیم و باید تغییر کنیم تا بهتر شویم.تغییر کردن خیلی راحت تر از تغییر دادن محیط است.

افراد زیادی از شغل خود استعفا می دهند و به دنبال فرصت بهتر و حقوق بالاتر می روند و فکر میکنند شغل جدید یا حقوق بالاتر مشکل آنها را حل خواهد کرد.در حالی که مشکل آنها عدم آگاهی برای استفاده از پول و ذهن است و با تغییر شغل موفق نمی شوند.

برخی دیگر نیز کار با حقوق پایین را قبول میکنند در حالی که میدانند به مشکلات مالی برمیخورند.و منتظر یک افزایش حقوق می مانند و فکر میکنند مشکلاتشان حل می شود.بعض ها شغل دوم پیدا میکنند و سخت کار میکنند اما مشکل همچنان پا برجاست.

طبقه فقیر و متوسط برای پول کار میکنند در حالی که طبقه ثروتمند کاری میکنند که پول برایشان کار کند.برای پولدار شدن باید آموزش های مالی دید.و برای یادگیری نیاز به اشتیاق است که ترکیبی از تلاش و عشق است.اما مردم در زمان صحبت از پول محتاطانه حرف میزنند.

در واقع این ترس است که آنها را کنترل میکند و نه اشتیاق.مدرسه هیچ گاه چیزی درباره ی پول یاد نمیدهد. نه اینکه مدرسه رفتن و تحصیل کردن بد باشد بلکه ما باید بدانیم که نیاز به آموزش در زمینه مالی به اندازه مدرسه و دانشگاه رفتن اهمیت دارد.

یادگرفتن کار کردن برای پول راحت تر از یاد گرفتن به کار گرفتن پول برای ثروتمند شدن است.به خصوص ترسی و احساسی که به مردم دست می دهد باعث می شود آنها یاد بگیرند که برای پول کار کنند و همیشه به دنبال آن باشند.این ترس است که افراد را مجبور میکند تا با حقوق پایین کار کنند و همیشه به دنبال آن باشند.

بیشتر افراد به جای یاد گرفتن دانش مالی و کسب توانایی برای به کار گیری پول برای کسب ثروت ترجیح میدهند در یک اداره استخدام شوند٬با یک حقوق مشخص کار کنند و هموراه به دنبال گرفتن وام برای گذران بهتر زندگی باشند.

حس ترس و طمع و کنترل آنها:

طمع

بیشتر افراد یک قیمتی دارند که میتوان آنها را با آن راضی کرد.این قیمت به خاطر حس طمع و ترس است.اول ترس از بی پولی و بعد از دریافت حقوق طمع برای حقوق بیشتر.در نتیجه هر روز برای پول سرکار می روند.خارج شدن از این چرخه راهی دارد که تعداد کمی از افراد آن را میدانند.

قدم اول این است که در مورد احساستان با خودتان صادق باشید. وقتی میخواهید درباره پول تصمیم بگیرید با خودتان صادق باشید تا ببینید این احساستان و ترس است که شما را هدایت میکند یا منطق.

اکثر مردم با خود صادق نیستند:آنها به جای رو برو شدن با ترسشان و فکر کردن به مسئله و استفاده از ذهن٬واکنش احساسی میدهند و با دریافت حقوق حس طمع در آنها شعله ور می شود.

احساسات و روح آدم ها در تسخیر پول است. حتی ثروتمند بودن هم این مشکل را حل نمی کند. آنها حسی دارند به نام هوس. به خاطر هوس برای بهتر شدن هرچیزی برای پول کار میکنند.اما چون لذتی که پول به آنها میدهد کوتاه مدت است برای کسب لذت های بیشتر به دنبال پول بیشتر می روند.

بسیار از ثروتمندان از ترس بی پولی٬پول جمع آوری میکنند و هرچه این پول بیشتر شود ترس از دست دادن آن نیز بیشتر میشود.پرهیز از پول و وابستگی به پول هردو روان آدم را به هم میریزد.

ترس و هوس را کنترل کنید سپس پولدار شوید در غیر این صورت برده پول خواهید شد.

 

 

مطالب مرتبط


ترتیبی که گروه دوره آموزشی برای خواندن مطالب سری هوش مالی به شما پیشنهاد میکند:




ارسال نظر در این مطلب امکان پذیر نیست